ودوباره هراس یک رد پای نو!

می ترسم

بالاخره یکی از همین روزها

یکی از همین‌ ...ها

جای خالی دلم را پر کند؛

یکی از همین‌ها

که هیچ یک

"تو" نیستند، لعنتی!