... و من می نویسم!

یک روز باید از همیشه جدا شویم و جاودانه شویم در آنانی که با اذهانشان عشق می آفرینند ...

۸ مطلب در اسفند ۱۳۹۱ ثبت شده است

شب آتش

آتش برپا می کنیم،

به رویش لبخند می زنیم،

گردش می پریم،

از کنارش حرارت می آموزیم،

حلقه اش می کنیم و به دورترین نقطه ممکن پرواز می دهیم

...

امشب تمام کینه هایم را سوزاندم،

فردا دنیا دنیای خودم می شود!

 

۳۰ اسفند ۹۱ ، ۰۰:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

گلایه

 

نمی توانم در دنیای خودم زندگی کنم،

وقتی که نگاه کودکانه ی این فصل سرد

آمدن بهار را رنج می کشد!

 

۲۷ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

این روزهای پایان سال...

برای شادمانی این روزهای عجیب دلتنگ

سبز می شوم و سنبل می آورم

سرخی سیب را میهمان سفره ام می کنم

ویک دل سیر، سپیدی ها را به تماشا می نشینم


کنار مشتی سنجد،

ساعات همیشه را غریبانه می شمرم

جام سمنو سر می کشم و مست می شوم از عطر نوبهار

و زندگانی ام سکه می شود به چشمان هر چه آسمان

...

 

 

 

 

و من

 برای آغاز فصلی نو

آن بهار را در انتظارم

که زمستان گوشوار اوست.

...

۲۷ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

روزگار نامه(2)

 

حتما که نباید جمله بود و از منظومه کلام برآمد

گاه می شود یک کلمه بود،

یا یک حرف ساده،

یا حتی یک نگاه!

می توان تنها یک نیم نگاه بود و وجود داشت

می توان سرچشمه هزار هزار دریا شد،

که برایشان نه مفهوم آغازی هست و نه پایانی!

همین شاید گره از آستین کلام نیز بگشاید...

 

۲۳ اسفند ۹۱ ، ۰۲:۰۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

از زبان آتش


غوغای این آبهای همیشه خروشان را
 
به آرامش هیییییچ مردابی نمی فروشم!
 
 
۲۲ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

ناشناس

نمی شناسمت،

فقط

هر روز که اینجا می آیم ...

دیگر عادت کرده ام

به دیدن رد پای تازه گریخته ای که

هنگام رفتنم ...

رد پایت پشت پنجره جا می ماند، هر روز که می آیم و می روم!!

 

۱۵ اسفند ۹۱ ، ۰۸:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

دوری و دوستی!

 

حالا از چند صد قدمی، صدای قلب مرا می شود شنید!

...

تنها می توانم دور بمانم و نگاهت کنم،

همین!

 

۱۰ اسفند ۹۱ ، ۰۹:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

روزگارنامه(1)

"...

شاید وقت آن رسیده باشد که بهانه ای کنید و یکدگر را به دست خدایی بسپارید که هرگز باورش نکردید!

..."

 

۰۲ اسفند ۹۱ ، ۱۹:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی