شب گذشته است

سرو قامتش خمیده، لیک هست

رودها جوان شدند

خاک و آب تا گلو

_مرز راشکسته اند_

غرق آغوش یکدگر شدند

قطعه چوب بازمانده بر درخت

تاب می خورد

سیب گرد آن

سیم آخر است

"یا کریم"، روبروی آن نشسته است

...