... و من می نویسم!

یک روز باید از همیشه جدا شویم و جاودانه شویم در آنانی که با اذهانشان عشق می آفرینند ...

۱۷ مطلب با موضوع «ماندگاری! :: یه کم خاطره» ثبت شده است

جمعه, ۶ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۴۸ ب.ظ شبنم اطهری بروجنی
به تو مدیونم :)

به تو مدیونم :)

یاد بخیری (;

۰۶ آذر ۹۴ ، ۲۳:۴۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی
يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۳۳ ب.ظ شبنم اطهری بروجنی
سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش آخر : نزدیک بروجن)

سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش آخر : نزدیک بروجن)

 

حالا اندکی آرام تر شده بودم و هی به ذهنم خاطرنشان می‌شد که "الکی مثلاً خییلی ترسناک بود قضیه (;"

ادامه مطلب...
۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۶:۳۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی
يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۰۹ ب.ظ شبنم اطهری بروجنی
سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش سوم: شاگرد به اصطلاح شوفر!)

سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش سوم: شاگرد به اصطلاح شوفر!)

 

خیال بستن کمربند از سر بیرون رانده تا بازمانده‌ی آبروی خویش را پاسدار باشیم!

ادامه مطلب...
۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۹ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی
يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۰۵ ب.ظ شبنم اطهری بروجنی
سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش دوم: دموکراسی)

سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش دوم: دموکراسی)

  

آزادی گفتم و داستان آن شیخ کبود و درد کشیده‌ای یاد آمدم که دمی پیش از پرواز به دار فانی، اندر احوالات مرگ خویش مریدان را ندا در داد که ...

ادامه مطلب...
۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی
يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۰۴ ب.ظ شبنم اطهری بروجنی
سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش اول : تاج گذاری)

سفرنامه! (قسمت چهارم: کرسی قدرت - بخش اول : تاج گذاری)

1. امروز تولد بلاگه و مبارکش باشه :)

2. خیلی دوست داشتم دقیقا تو همین روز و به این مناسبت برنامه های که در نظر داشتم انجام بشه اما خیلی چیزا دست به دست هم داد که ...

3. خلاصه فقط می‌تونم به این مناسبت ادامه‌ی خاطره رو که گذاشته بودم یه ویرایشی روشون انجام بدم و حتی اونم نشد اما فعلا برای ابراز خوشحالی از زادروز ایشون به اشتراک میگذاریم :دی 

4. این بخش‌ها در ادامه‌ی 3 قسمت گذشته اومدن می تونید در موضوع یه کم خاطره بخش‌های قبلی رو ببینید. :)

5. بفرمایید ادامه مطلب :دی

ادامه مطلب...
۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

تاب تاب عباسی ...

 

تو مجتمع جلو خونه ما یه سری تاب واسه کوچولوها گذاشتن که از اتاق من به راحتی میشه اونا رو دید و صدای بازیاشونو شنید. اوایل که این تاب، تازه بود براشون و ... هر روز صبح نشده، با صدای بازی اونا از خواب پا می‌شدم ... (10-9 سال پیش)

اما امروز صبح که دلم گرفته بود ناخداگاه رفتم دم پنجره بزرگ اتاقم واستادم تا بیرونو تماشا کنم ... یه لحظه به خودم اومدم و یادم افتاد اونا خیییییییلی وقته دیگه از این تاب استفاده نمیکنن!! این حرف برای بچه ها خیییییییییلی عجیبه هااااا اونم بعد از 3 ماه تابستون خییییییییییییلی خوش آب و هوا!!!!!!!!!

منظورت اینه اونام دارن افسرده میشن؟!؟!!:\\\\ و ما نمیدونیم!!!!

آغاز مهرماه 94


پ ن : این مونده بود سر گلوم! 

۰۵ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

باقی من

راستش

خوب شد!

حالا

از من

فقط تو باقیمانده‌ای

آنچه از آغاز بود

۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۳:۰۹ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

فرشته ی نورسیده

اینم فرشته ی جدید ما بلافاصله بعد از اولین لباس دنیا :دی (صورتش عیییییین اولین روز خواهرش پر پف و البته چشماش عیییییین خواهرش خوووششششششگل! واسه همین منتظر بودم عکس جدیدی ازش بذارم که چشمای خوشگلش باز باشه ولی متاسفانه نشده که برم ازش بگیرم (حالا بعدا اضافه می شه ;) )

نیایش

تولد دو روز پیش :)  فعلا گفتم اینو بذارم مزه ش نره :دی

۲۲ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۳۴ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

یک دوستی بزرگ


کلللی وقت برد تا تونستم یکی یکی بگردم  و با سرعت داااغون نت ببینم و پیدا کنم کدوم قسمت بود و دانلود کنم و برش بزنم و براتون بذارم ...

اما وقتی اولش سختم شد و بی خیال گذاشتنش شدم، در همون لحظه یکی از همین دوستای خوب بهم زنگ زد و و من شاید واسه اینکه از رو دوش ذهنم بردارم قید سرپرایز شدنشو زدم و براش گفتم می خواستم چیکار کنم و ... 

صبح دیدم نطری برام گذاشته بود که ... نتونستم این کلیپو نذارمش! (lwnhr h,k \sj uharhki ih => fijvi hdk[h kbhvla :nd)

واااقعا به لذتش می ارزید :)

تقدیم به دوستای اصیلم (;

۲۰ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۰۱ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

سه وروجک

بالاخره پس از 2-3 سال تلاش!!! تونستم این 3 تا رو یه جا بنشونم و ازشون یه عکس درست و درمون بگیرم ... 

با توجه به روند موفقیت(شروع از بالا سمت راست به طرف پایین و در ادامه چپ و دوباره بالا :)) ) که تنها این دفعه برای گرفتن این عکس به تصویر کشیده ام فکر می کنید کدام وروجک مانع از گرد هم آیی این سه در یک عکس می شده است؟!!

(اگه راهنمایی خواستینن بگین :)) )

...

و بالاخره ...

با توجه به طولانی شدن زمان این پروسه کسری و فرنیا حوصله شون سر رفت و کناره گیری کردن :)))) 

۱۲ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۴۲ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی

کاناپه :دی

مردد

EXAM

لبخند

۰۵ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۵۵ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
شبنم اطهری بروجنی